کولینا در جام جهانی 2002


.
رويايي كه به حقيقت پيوست
هرگز نمي توانم اين حقيقت را انكار كنم كه جام جهاني 2002 نقش بسيار مهمي در زندگي من، چه به عنوان يك داور و چه به عنوان يك انسان، داشت. اگر چشمانم را ببندم و سعي كنم ژوئن 2002 را به ياد بياورم و يكبار ديگر به جام جهاني فكر كنم، احساس باور نكردني تمام وجودم را فرا   مي گيرد. واقعاً اين من بودم كه چهل و يك روز را در ژاپن گذراندم و ديدار نهايي دو تيم برزيل و آلمان را در فينال جام جهاني داوري كردم؟
وقتي اين موضوع را به خاطر مي آورم، حس فوق العاده اي به من دست مي دهد. تجربه جام جهاني به اندازه اي زيبا و باشكوه است كه گاهي تصور  مي كنم تمامي آن يك رويا بوده است، رويايي كه بيش از يك ماه به طول انجاميد. خوشبختانه تصويرهاي ويديويي ضبط شده و مقالات روزنامه هاي موجود دلايل كافي مبني بر وجود اين وقايع هستند واِلّا در صحت اين رويا شك مي كردم.
فقط يك نماينده
تاييديه ي رسمي مبني بر حضور من به عنوان داور در مسابقات جام جهاني در اوايل سال 2002 پس از آخرين جلسه ي رسمي فيفا به دستم رسيد. اين خبر براي من چندان غير منتظره نبود. نه تنها انتظار چنين خبري را نداشتم بلكه روي آن حساب كرده بودم. تنها چيزي كه جاي تعجب داشت اين بود كه كمك داوران ايتاليايي انتخاب نشده بودند و اين امر قبلاً در هيچ يك از تورنومت هاي بزرگ سابقه نداشت.
از نظر شخصي اين مسئله براي من ناخوشايند بود بود، زيرا در بين اين كمك داوران كساني بودند كه حقيقتاً شايستگي حضور در جام جهاني را داشتند، كساني كه ساعت ها در كنارشان به تعليم و تمرين پرداخته و مسابقات زيادي را به كمك ايشان قضاوت كرده بودم.
تمرين و آموزش
آخر مارس 2002 به همراه ديگر داوران و كمك داوران كه جمعاً هفتاد نفر بوديم براي تمرين و آموزش به سئول دعوت شديم. اين بخش شامل آموزش هاي تئوريك و بحث پيرامون دستور العمل ها و رهنمون هاي فيفا با در نظر گرفتن تكنيك هاي مختلف بود. بعد از آن هم يك معاينه ي فيزيكي كامل براي اطمينان از سلامت جسمي بود.
شروع بازي
اولين قضاوت من در جام جهاني مابين دو تيم آرژانتين و انگلستان بود، يكي ازبازي هايي كه به محض اعلام آن در دسامبر 2001 با اشتياق و علاقه ي كامل حاضر به داوري آن بودم و هنگامي كه خبر انتصاب من به عنوان داور اين مسابقه به دستم رسيد، آن قدر هيجان زده شده بودم كه حتي به دنبال زمان دقيق مسابقه و اينكه در ژاپن برگزار مي شود يا در كره، نبودم. نمي توانم انكار كنم كه شنيدن اين خبر بسيار موجب رضايت خاطر من شده بود. اهميت اين بازي فراتر از فوتبال بود. محول كردن مسئوليت قضاوت چنين بازي مهمي به من نشانگر اهميت كارم در نظر مسئولين بود. از اين بابت احساس غرور مي كردم.
يك بخش از آموزش هاي تعيين شده براي آماده سازي داوران علاوه بر آمادگي جسماني و تمرين تمركز، تماشاي بازي بود.براي تماشاي بازي تيم هاي آر‍ژانتين و انگلستان و يا حداقل يكي از اين دو تيم مي توانستم به راحتي به استاديوم بروم، اما ترجيح دادم به ديدار هيچ يك از آنها نروم. شايد دليل آن اجتناب از برتري دادن يك تيم به تيم ديگر بود كه ممكن بود در قضاوت بعدي من تاثير گذار باشد، چرا كه    مي خواستم هر دو تيم در چشم من كاملاً يكسان باشند. البته يك روز پيش از برگذاري اين مسابقه طبق عادت هميشگي خود در استاديومي كه قرار بود روز بعد در آن به قضاوت بپردازم تمرين كردم. در هر دو تيم بازيكناني وجود داشتند كه بارها و بارها بازي آنها را در ليگ ايتاليا، رقابت هاي بين المللي، اروپايي و باشگاهي قضاوت كرده بودم. از نظر برقراري ارتباط كلامي هم مشكلي نداشتم و اين موضوع موجب آرامش خاطر  بازيكنان و سوء تفاهمات كلامي را به حداقل مي رساند.از سوي ديگر، اگر احترام و اعتماد بازيكنان را نسبت به داور در نظر بگيريم، باعث مي شود كه يك بازي بدون هيچ تنش و درگيري برگذار شود كه خوشبختانه بازي آرژانتين- انگلستان اينگونه بود.
مطالعه بيشتر، داوري بهتر
براي يك داور مهم ترين مسئله پيش از قضاوت در يك مسابقه، مطالعه و تحقيق است. اولين مسئله اي كه سعي مي كنم هنگام تماشاي يك بازي به خاطر بسپارم چگونگي عملكرد دو تيم از نظر بكارگيري تاكتيك ها براي دفاع يا حمله است. دريافت چگونگي پيشرفت بازي يك تيم در طول مسابقه، بكارگيري حركات مختلف، تحرك و ارتباط بازيكنان در دو نيمه زمين، نحوه ي زدن ضربات آزاد و كرنر بسيار اهميت دارد. پس از مطالعه ي بازي به طور كلي به تجزيه و تحليل عملكرد بازيكنان به طور انفرادي مي پردازم، چرا كه طرح يك برنامه ي جامع براي يك بازي بسته به خصوصيات فردي بازيكنان است. بنابراين مطالعه و تحقيق گسترده تر كار قضاوت يك بازي را آسان تر و دقيق تر مي كند. با اين وجود تنها مشاهده و مطالعه ي يك بازي به طور زنده كافي نيست و لازم است بازي براي بازديد مجدد ضبط شود. با تماشاي مجدد بازي مي توان مكرراً جزئيات را مطالعه كرد. همين طور توجه و دقت بيشتر بر روي دقايق مهم و حساس بازي نيز لازم است. تحقيقات براي يك بازي مستلزم وقت و حوصله ي زيادي است. با اين وجود، چون موجب تسلط لازم بر روي قضاوت بازي مي شود اجتناب پذير است.
دلداري به يك كاپيتان
قضاوت بعدي من مابين دو تيم تركيه و ژاپن در مرحله ي حذفي بود. پيش از برگذاري اين ديدار، احساس مي كردم در وضعيت فيزيكي مناسبي هستم. با وجود اينكه بازي زير باران مداوم صورت مي گرفت، به دليل ساختار ورزشگاه، زمين در وضعيت مناسبي بود. چرا كه مجهز به سيستم تخليه ي آب اضافي در اطراف بود. مسئله ديگر اينكه تيم تركيه قبلاً در هر بازي كه من مسئول قضاوت آن بودم پيروز شده بود و آنها مرا عامل سعادت خود مي دانستند. بنابراين همه چيز براي برگذاري يك بازي خوب مهيا بود و انتظار مي رفت همه چيز طبق برنامه به بهترين نحو پيش رود. اما حيرت و تعجب من زماني بود كه سوت پايان بازي را به صدا درآوردم. به دنبال دو ساعت تشويق مداوم و همهمه و غوغاي پرطنين كه از جانب چهل هزار ژاپني پر شور و هيجان بر مي خاست، سكوتي مطلق و حزن انگيز بر ورزشگاه حكم فرما شده بود. در آن لحظه مفهوم سكوت گوشخراش را فهميدم. پس از چند ثانيه دوباره تشويق از جانب جمعيت برخاست. روياي تيم ژاپن پايان يافت بود اما آنها تلاش خود را كرده بودند و تشويق مجدد جمعيت بيانگر اين حقيقت بود. از طرف ديگر، بازيكنان تيم تركيه پيروزي خود را جشن مي گرفتند. بهتر ديدم نزد كاپيتان تيم ملي ژاپن بروم و به آرامي به او بگويم: (( فكر مي كنم حقيقتاً بايد به آنچه كرديد، افتخار كنيد. غمگين نباش، سربلند باش!))
نمايي از ارتقاء فرهنگ
اگر قرار باشد نمايي از ارتقاء فرهنگ در ورزش ارائه كنم، صحنه هايي را كه پس از بازي تركيه- كره ديدم انتخاب مي كنم. هنگامي كه بازيكنان تركيه به رقيب شكست خورده ي خود پيوستند و سعادت ايستادن در جايگاه سوم جام جهاني را به همراه آنان جشن گرفتند و يا هنگامي كه بازيكنان تيم ملي تركيه براي دريافت مدال خود به طرف سكو مي رفتند، برخي از آنان چون (( بولنت كوركماز)) و (( عبدا… اِركان )) فرزندان خود را بر دوش گرفته بودند تا اين شادي را به اتفاق عزيزانشان جشن بگيرند. صحنه ي جالب جالب و خارق العاده اي بود و به جرات مي توانم بگويم از اينكه مي ديدم اين افراد مجازند اين شادي را علناً با نزديك ترين عزيزانشان جشن بگيرند اندكي احساس حسادت مي كردم.
خودسازي
طبيعتاً فينال جام جهاني از جهات مختلف با مسابقه هاي ديگر فرق دارد. چه از نظر بازيكنان حاضر در ميدان، چه از نظر جمعيت طرفدار دو تيم، چه در داخل و چه در خارج از استاديوم، همين طور از لحاظ شخصي كه در زمين بازي عنوان داور كار قضاوت را بر عهده دارد. بازي فينال يك بازي اصطلاحاً ((چهار فصل)) است؛ يعني بايد هر آنچه از نظر تكنيكي و تاكتيكي در اردوهاي چهار فصل آموخته ايد؛ بكار گيريد و از لحاظ روحي و جسمي كاملاً آماده باشيد. قضاوت در اين بازي بسيار دشوار و پرمسئوليت است. بنابراين بايد تمام حواس خود را متمركز كنيد. البته قضاوت در همه ي بازي ها مستلزم دقت و تمركز كافي است و براي يك داور فرقي نمي كند قضاوت كدام بازي را بر عهده دارد. او بايد سعي كند با نهايت تلاش و احساس مسئوليت، بهترين عملكرد را در ميدان به نمايش بگذارد. خصوصاً مسابقه اي كه نتيجه آن تعيين كننده ي بهترين تيم جهان است، نهايت دقت و عملكرد داور را مي طلبد.
در جايي كه همه چيز در يَد قدرت توست، تصميم گيري بايد با يقين و آرامش فكري صورت بگيرد، چرا كه اين نمايش پرشكوه (فينال جام جهاني) در نوع خود بي نظير است. به تجربه دريافته ام كه بهترين و موثرترين راه براي بالا بردن كيفيت كار غلبه بر استرس و برقراري آرامش فكري است. آرامش فكري از نظر من تنها آمادگي روحي تمام و كمال براي حضور در ميدان نيست، بلكه بايد پيش از ورود به بازي به اندازه ي كافي استراحت كرد. بنابراين عدم خستگي جسمي و استراحت مطلوب و به موقع مي تواند كمك بزرگي براي برقراري آرامش فكري باشد. من معمولاً سعي مي كردم پيش از يك مسابقه مهم، خواب شبانه ي كافي و مناسب و اگر لازم باشد، گاهي يك يا چند ساعت خواب بعد از ظهر درست قبل از شروع بازي داشته باشم. حقيقتاً فكر مي كنم اين مسئله يكي از فاكتورهاي مهم موفقيت است و خوشبختانه در اين زمينه موفق بودم. من به راحتي مي توانم در عين دقت، تمركز و توجه كافي در طول بازي، آرامش لازم را حفظ كنم و معتقدم اين تنها راه براي اجتناب از استرس و هيجاني كه مي تواند نتيجه ي بازي را به مخاطره بيندازد.
توانايي غلبه بر احساسات مزيت بزرگي است، اما تلاش براي هدايت احساسات در مسيري خاص موجب مي شود دقت و تمركز خود را بر مسائل جانبي از دست بدهيد. بنابراين كمتر خاطرات و رويدادهاي گذشته را به ياد مي آوريد. يك روز قبل از برگزاري فينال جام جهاني، تمام تلاش من در جهت برقراري آرامش فكري و غلبه بر فشار روحي و استرس دروني در آن روزِ به خصوص بود. اين مسئله به طور يقين سبب مي شود جزئيات كمتري را از آن روز به خاطر بياورم. در چنين وضعيتي حتي افكار شخصي و صحبت اطرافيان هم خيلي زود فراموش مي شوند. تمام پيش ساخت هاي ذهني من در هم آميخته بود و نمي توانستم يكي را از ديگري تشخيص دهم. با اين وجود اگر قرار باشد ما بين به ذهن سپردن خاطرات و برقراري آرامش فكري يكي را انتخاب كنم، دومي را ترجيح مي دهم.
داوري كارآمد
هر بازي با بازي ديگر متفاوت است و روند خاص خود را دارد. يك داور كارآمد از همان ابتدا مي تواند تشخيص دهد اين بازي از كدام نوع است. او بايد قادر به تشخيص كوچك ترين تفاوت باشد. در يك كلام، بايد تجربه و تخصص كافي براي اين كار را داشته باشد. مطالعه و پيش ساخت هاي ذهني، همين طور شناخت خصوصيات تيم ها و ويژگي هاي فردي بازيكنان بيش از هر چيز داور را قادر مي سازد اتفاقات احتمالي را در زمين پيش بيني كند و يك برنامه كلي و همه جانبه براي رويارويي با اين اتفاقات ترتيب دهد. تقريباً در همه ي بازي ها خصوصاً در بازي هاي مهم، دقايق اوليه ي بازي اغلب سرنوشت سازترين دقايق هستند و عملكرد داور در اين دقايق و ذهنيتي كه بازيكن نسبت به وي پيدا مي كند بسيار تعيين كننده است. اشتباهات داور در اين دقايق نشان مي دهد وي توانايي لازم براي هدايت بازي را ندارد، درست مانند بازيكني كه در اولين برخورد با توپ   و يا اولين پاس هاي خود اشتباه مي كند. چنين مواردي مي تواند آرامش رواني خود را بر هم بزند و اعتماد به نفس او را زائل كند. شيوه اي كه داور براي رويارويي با موقعيت هاي مختلف در ميدان پيش مي گيرد، در همه جا يكسان نيست. بنابراين يك داور بايد با مهارت كافي شيوه ي داوري خود را با نيازهاي بازي تطبيق دهد و بداند هر لحظه بازي دقيقاً چه قضاوتي را مي طلبد. در برخي بازي ها داور براي عدم توقف بازي حتي الامكان در سوت خود نمي دمد تا بازي آرامش و روال خود را حفظ كند اما اين رفتار بازيكنان است كه موجب مي شود داور چنين عكس العملي از خود بروز دهد. اين همان چيزي است كه در ايتاليا ((شيوه داوري انگليسي)) مي نامند، چون بازيكنان انگليسي بيش از ساير پذيراي درگيري فيزيكي در زمين هستند. در بازي هاي ديگر يا دقايق حساس، اين نوع داوري مي تواند بسيار خطرناك باشد. در اين صورت داور بايد خيلي مراقب باشد و در تطبيق شيوه ي داوري خود با حوادث بازي دقت كند. به عنوان مثال، در فينال جام جهاني، تيم داوري ما با تمام ويژگي هاي تكنيكي و تاكتيكي دو تيم فيناليست آشنا بود. همچنين مي دانستيم در يك چنين مسابقات حساس و مهم، تنش ها و فشارهاي عصبي روزهاي گذشته ممكن است بازيكنان را تحت تاثير قرار داده باشد. بنابراين، احتمال بروز مشكلات احتمالي خصوصاً در دقايق اوليه ي بازي وجود داشت. به اين ترتيب، براي اينكه بتوانيم نتيجه ي لازم را در بازي فينال بگيريم، مي بايست با تمام حواس بر روي هر دقيقه از بازي تمركز مي كرديم. همه چيز همانطور بود كه از قبل پيش بيني مي شد. در ده دقيقه اول بازي براي دو خطاي قابل توجه، دو كارت زرد داده شد. خطاي اول توسط بازيكن برزيلي ((كارلوس روكه ژونيور)) و خطاي دوم توسط بازيكن آلماني ((ميروسلاف كلوزه)) صورت گرفت. وقتي در ده دقيقه ي اول فينال جام جهاني با دو بازيكن خاطي روبرو مي شويد، قضاوت آن بازي چندان ساده به نظر نمي رسد. آنچه به ذهن شما مي رسد و دقيقاً آنچه به ذهن من رسيده اين بود: اگر شتابزده عمل كرده بودم، چه اتفاقي مي افتاد؟ شايد بهتر بود در ازاي خطايي كه كرده بودند، بجاي كارت زرد به آنها هشداد داده  مي شد. اما روش صحيح آن بود كه از همان ابتدا با جديت با آنها برخورد شود، چرا كه با توجه به جّو بازي عدم سخت گيري در دقايق اوليه موجب بروز تنش ها و برخوردهاي متعدد ديگر در دقايق بعدي مي شد. خوشبختانه نتيجه لازم عايد شد و تا پايان بازي تنها بازيكنان خاطي، همان دو بازيكن بودند. شايد برخي از تماشاچيان فكر كنند قضاوت بازي بسيار سهل و ساده بود اما حتي اگر چنين تصور مي كنند بايد بدانند اين قضاوت به ظاهر سهل و ساده مرهون آنهايي بود كه در ده دقيقه اول بازي خطا كرده بودند. بنابراين داور بايد علاوه بر دارا بودن تخصص و تجربه كافي، روانشناس خوبي نيز باشد. او بايد آنچه را كه در پشت علائم ظاهري و رفتار بازيكنان وجود دارد، تشخيص دهد تا بتواند در مقابل حوادث احتمالي بازي حساب شده عمل كند.
بازنمايي از فينال
درست وسط بازي فينال بود كه متوجه شدم پيراهن ((اِدميلسون)) بازيكن برزيلي پاره شده است. بنابراين از او خواستم پيراهن خود را عوض كند. او از خط كنار يك پيراهن گرفت و پيراهن پاره شده را از تن در آورد، سپس براي پوشيدن پيراهن جديد دست هاي خود را با حركت عجيبي شبيه به يك رقص مسخره در هوا حركت داد. اما انگار دست هاي او و لباس به هم گره خورده بودند. او همچنان تلاش   مي كرد پيراهن را به تن كند اما موفق نمي شد. تلاش هم تيمي ها براي كمك به او جمعيت را به خنده انداخته بود. بالاخره موفق شد پيراهن را به تن كند اما پشت و رو! بنابراين دوباره پيراهن را از تن درآورد و با تشويق و همهمه ي تماشاچيان دوباره به تن كرد. جمعيت حاضر در استاديوم، انگار كه او موفق شده بود يك توپ جانانه به سمت دروازه شوت كند، با شور و هيجان او را تشويق كردند. در هر صورت دوباره بازي به جريان افتاد. يادآوري اين خاطره تنها براي بيان يك واقعه كوچك سرگرم كننده نبود بلكه اگر جدي تر به قضييه نگاه كنيد، متوجه مي شويد كه اگر من به عنوان يك داور مي خواستم دقيقاً مطابق قانون رفتار كنم، بايد بازيكن مذكور را به خاطر وقفه و بي نظمي كه ايجاد كرد از بازي خارج مي كردم و تا زماني كه رسماً مرتب و صحيح لباس نمي پوشيد به بازي راه نمي دادم. اما خروج او از زمين هر چند به طور موقت، جريمه اي براي تيم برزيل محسوب مي شد و احتمالاً در روحيه و عملكرد بازيكنان تاثير مي گذاشت. بنابراين جريمه ي يك تيم در فينال جام جهاني، آن هم به خاطر تعويض يك پيراهن نه تنها خدشه اي به عملكرد خود به عنوان داور وارد مي كرد بلكه اين حركت در قبال تلاش دو تيم در ميدان براي به نمايش گذاشتن يك بازي قابل قبول، غيرمنصفانه بود. شايد بهتر بود بجاي اين سختگيري غيرعادلانه اندكي از وقت مسابقه صرف تعويض پيراهن بازكن برزيلي و نمايش حركات مضحك وي براي پوشيدن پيراهن مي شد تا به مخاطره انداختن جّو بازي با قوانين خشك بازي فوتبال.
توپ بازي فينال
كلكسيون من تنها شامل پيراهن بازيكنان نيست، بلكه تعدادي توپ فوتبال هم درآن نگهداري مي كنم. تصاحب توپ كار ساده اي نيست،  به خصوص پس از فينال جام جهاني. در انتهاي بازي فينال هنگامي كه چند ثانيه بيشتر تا انتهاي بازي زمان باقي نبود، پيش از به صدا در آوردن سوت اتمام بازي تصميم گرفتم همانند داور برزيلي ((كوئليو)) در جام جهاني 1982 كه با پيروزي ايتاليا پايان يافت، هنگام به صدا درآوردن سوت انتهاي بازي توپ را بالاي سر خود نگه دارم. بنابراين پيش از اعلام ختم مسابقه، به دنبال توپ رفتم تا مطمئن شوم به محض اتمام مسابقه آن را در دست خواهم داشت. در نتيجه به سمت بازيكن برزيلي كه در آن لحظه صاحب توپ بود، رفتم و به زبان اسپانيايي به او گفتم توپ را به من بدهيد، اما بازيكن برزيلي كه غرق در هيجان بود، به هيچ وجه متوجه گفته ي من نشد. همراه او دنبال توپ دويدم و به هر سمتي كه مي دويد، او را تعقيب كردم. وقت قانوني مسابقه به اتمام رسيده بود اما من هنوز صاحب توپ نشده بودم.  در اين لحظه خوشبختانه يكي از بازيكنان آلماني خطايي كرد و بازي متوقف شد. اين بهترين فرصتي بود كه مي توانستم صاحب توپ شوم. بلافاصله توپ را برداشتم و آن را بالا گرفتم و در سوت خود دميدم. پس از اتمام مسابقه به هنگام اهداي جوايز با خود مي انديشيدم با نگه داشتن توپ با دست چه ريسكي كردم، چون هر لحظه امكان داشت توپ را با يك حركت نابهنگام از دست من بربايند.
يكي از بهترين لحظه هاي زندگي شغلي من
فيفا طبق عهدنامه راجع به برگزاري مراسم بلافاصله بعد از اتمام مسابقه بسيار سخت گير است. يك روز قبل از اتمام مسابقات به ما گفته شده بود كه مدال ها طبق برنامه پس از اعلام اسامي، بر روي سكو، از جانب ((سپ بلاتر)) رئيس فيفا به داوران و كمك داوران اهدا خواهد شد. پس از دريافت مدال ها بايد سكو را ترك مي كرديم تا جايگاه براي اعطاي مدال هاي بازيكنان آماده شود. همگي آماده ي اجراي اين برنامه ي از پيش تعيين شده بوديم اما وقتي در روز اهداي مدال ها به طرف سكو خوانده شديم، تشويق و تمجيد جمعيت حاضر در استاديوم ما را غافلگير كرد. با اين عكس العمل از جانب حضار احساس فوق العاده اي به ما دست داد. شايد بد نبود ((بلاتر)) رئيس فيفا هم اندكي در مورد اجراي قوانين تجديد نظر مي كرد. وي براي اهداي مدال ها پيش آمد اما بجاي اينكه آنها را به ما تحويل دهد، يكي يكي آنها را به گردن ما انداخت. شايد اين عمل در ظاهر تنها يك ژست رسمي محسوب   مي شد اما براي ما مفهوم ارزشمندي داشت. علاوه بر اينكه مراسم طبق برنامه انجام شده بود، خود جوشي و بي شائبگي خاص آن بدان گرمي خاصي بخشيده بود، اما شگفتي ما همين جا پايان نيافت. هنگامي كه از سكو پايين آمديم، سپ بلاتر همه ي ما را همانند بازيكنان در يك صف براي دريافت تشويق مجدد حضار نگه داشت و در حالي كه مدال ها در گردنمان بود، عكاسان و فيلمبرداران از اين صحنه تصاوير به يادماندني برداشتند. هر چند كه اين مراسم به مناسبت قدرداني از داوران حاضر در آن دوره مسابقات برگزار مي شد اما قدرداني غيرمستقيم از تمام داوراني بود كه قضاوت آنها در هر گوشه ي دنيا مورد تاييد و تمجيد است. احساس فوق العاده اي داشتم. آيا قادر بودم در اين شادي و هيجان خانواده ام را سهيم كنم؟ تنها يك راه وجود داشت تا به خانواده ام بگويم به رغم سيزده هزار كيلومتر فاصله ما بين من و آنها، چقدر به آنها نزديكم. انگشت چپم را بالا آوردم و به آرامي حلقه ي ازدواجم را بوسيدم، حلقه اي كه مرا به خانواده و عزيزانم پيوند مي داد. همين قدر كافي بود كه آنها بدانند در آن لحظات شادي آفرين از يادشان غافل نيستم.
.
برگرفته از : خاطرات كولينا (قواعد بازي) ؛ پير لوئيجي كولينا؛ مترجم: بهاره افشاري، بهناز اشرف گنجويي؛ انتشارات خجسته؛ چاپ اول؛1385
با تشکر از ماهنامه داوری فدراسیون فوتبال

لینک کوتاه: davaran.ir/?p=3256
م فراری در شهریور 1389 گفته:

دمش گرم
هیبت عکسش منو گرفت

عباس نمرودی در شهریور 1389 گفته:

شاید آرزوی تمام بازیکنان بزرگ این باشد در مسابقه ای که کولینا داور است شرکت داشته باشند اما من به عنوان یک داور هنوز هم از چهره او در هنگام تصمیمات قاطع اش واهمه دارم ولی با خواندن این مطالب به روحیه لطیف و احساسی او پی بردم
ممنون از مطالب جالب شما

referee در شهریور 1389 گفته:

بسیار عالی بود لطفا از دیگر بخش های خاطراتش بزارید ممنون

rasoolzoraghi در آذر 1391 گفته:

بسیار عالی بود.خواهش میکنم از خاطراتش بیشتر بگذارید.از خاطرات اقای فنایی هم بگذارید.مرسی

نام شما:
ایمیل:
سایت: